حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2007
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بود . در مصر سلكوس صاحب منصبان اين قسمت را ، بر پرديكّاس شورانيد و در نتيجه آنها داخل خيمهء نايب السّلطنه شده او را كشتند . بعد پياده نظام مقدونى ، كه از توطئه بر ضدّ پرديكّاس بىخبر بود ، بر آنتىپاتر چيره گشت و نزديك بود ، او را بكشد ، ولى در اين حال پر مخاطره سلكوس و آنتىگون دخالت كرده ، هنگامه را خواباندند . سپس سلكوس در ازاى اين خدمت ، در موقع تقسيم ثانوى ، ايالات اسكندر ، والى بابل گرديد و بيدرنگ ببسط اقتدار و استحكام مقام خود پرداخت . كارهاى ديگر او ، در ضمن وقايع بعد بيايد ، ولى عجالة مقتضى است تذكّر دهيم ، كه چون تقسيم ثانوى ايالات درواقع امر تقسيم دولت اسكندر بين سرداران او بود ، سلكوس در اين زمان مالك الرّقاب ايالت بابل بشمار ميرفت ، بىاينكه عنوان پادشاهى داشته باشد . پىتون چنان كه ديودور گويد ( كتاب 19 ، بند 14 ) او اصلا يك نفر پارتى « 1 » بود و در تقسيم اوّلى و ثانوى ايالات ، مملكت ماد ( مقصود ماد بزرگ است ) و فرماندهى قشون ايالات آسياى عليا نصيب او گرديده بود . اين شخص فيلوتاس سلف خود را بقتل رسانيده ، ايالت او را به اوداموس « 2 » برادر خود داد و بر اثر اين اقدام ولات ديگر از او ، كه فعّال بود و خيالات دور و دراز داشت ، ترسيده جمع شدند و پس از جدالى او را از پارت راندند ( لازم است در اينمورد تذكر دهيم ، كه به نظر ما ديودور در اينجا اشتباهى كرده ، زيرا بگفتهء خود او ، در تقسيم اوّلى ايالات فيلوتاس والى كيليكيّه گرديد و فراتافرن والى پارت . در تقسيم ثانوى موافق نوشتههاى او ، اسمى از كيليكيّه نيست و والى پارت فيليپ است . پس چگونه فيلوتاس را در اينجا والى پارت دانسته . شايد مقصود ديودور فيليپ بوده و اشتباها خود او يا كاتبين بعد فيليپ را فيلوتاس كردهاند . پارتى بودن پىتون هم به نظر ما مشكوك است . م . ) . بر اثر اين شكست ، پىتون بماد برگشت و بعد ببابل نزد سلكوس رفت ، تا از او كمك بطلبد . از طرف ديگر
--> ( 1 ) - Parthe . ( 2 ) - Eudamus .